جای "بنشین" و "بفرما"- "بتمرگی" گفتند..!...
ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟...
"تو" نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم و هنوز
ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟!
دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوست
دشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا؟!
چه "چراها" که شنیدیم و ندانیم چرا
ما همین بوده و هستیم و نگفتیم چرا؟
گاهی با یک قطره لیوانی لبریز می شود .
گاهی با یک کلام قلبی آسوده وآرام می گردد .
گاهی با یک کلمه یک انسان نابود می شود .
وگاهی با یک بی مهری دلی برای همیشه می شکند .
پس بیاییم مراقب بعضی از این (یک ها) باشیم که در عین ناچیزی همه چیزند
ما را در سایت درج غبارآلود زمان(نجوای پاک اسمانی) دنبال میکنید
برچسب: نگفتیم چرا,شعر نگفتیم چرا,شکستیم و نگفتیم چرا, نویسنده: بازدید: 167