درج غبارآلود زمان(نجوای پاک اسمانی)

متن مرتبط با «یادمان باشد از امروز» در سایت درج غبارآلود زمان(نجوای پاک اسمانی) نوشته شده است

ترس از قضاوت

  • نیلوبلاگ

    فرد از یک یا چند موقعیت اجتماعی یا اجرایی که در آن ها در معرض بررسی دقیق دیگران قرار میxadگیرد، میxadترسد. مثالxadها شامل ملاقات افراد جدید، مورد مشاهده قرار گرفتن در زمان غذا خوردن یا نوشیدن، ارائهxadی یک سخنرانی و یا سایر انواع اجرا میxadشوند. فرد از رفتار به گونهxadای که منجر به خجالتxadزدگی یا ارزیابی منفی دیگران شود میxadترسد. در معرض شرایط اجتماعی قرار داشتن تقریبا همیشه منجر به اضطراب...

    ادامه مطلب
  • ترس از قضاوت فقط یک نفری

  • نیلوبلاگ

    ماه ها و سالها تحت نظر قراردادن دیگران بطوری همه جانبه وظالمانه بخاطر هیچ و پوچ وبخاطر نامردی وزورگویی نتیجه ای جز ترس از قضاوت(فوبیا) آنهم فقط از طرف کسی که احتمال آن داده میشود و شاید یک نفر در محیط نخواهد بود و زمان خواهد برو تا رابطه ای عادی بان یک نفر داشته باشی...

    ادامه مطلب
  • پرواز

  • نیلوبلاگ

    شدم زندانی دنیا ،دلم پرواز میخواهدکمی تنهایی وفریاد ،دلم اواز میخواهدزند ساز مخالف باز این دنیای دیوانهبرای پاسخش اینبار دلم یک ساز میخواهدشدم قربانی احساس نزدیک است پایانمهنوزم میزند نبضم دلم اغاز میخواهدهمانند کسی هستم که کم کرده سرای خوددر این تاریکی وظلمت دلم همراز میخواهدچوشیرین ست نام من ولی تلخ است کام دلبرای طعم شیرینم دلم اعجاز میخواهد...

    ادامه مطلب
  • حق ندارم از بالا به پایین نگاه کنم

  • نیلوبلاگ

    زمین بهشت میشود اگر انسان ها بفهمندهیچ کس برتر نیست بر دیگری●مگر به میزان فهم و شعور● هیچ انسانی حق ندارد از بالا به انسان دیگر نگاه کندمگر وقتی که میخواهد دست اورا بگیرد...

    ادامه مطلب
  • تمام گرفتاریها از اینه؛

  • نیلوبلاگ

    چارلی چاپلین میگه: همیشه آنچه که درباره من میدانی باورکن. نه آنچه که پشت سرمن شنیده ای من همانم که دیده ای نه آنکه شنیده ای.......

    ادامه مطلب
  • یادمان باشد

  • نیلوبلاگ

    هميشه يادمان باشد که نگفته هارا ميتوان گفت ولےگفته هارا نمیتوان پس گرفت مانندآبي كه ريخت ونميتوان جمعش كرد...

    ادامه مطلب
  • برداشت ازاد

  • نیلوبلاگ

    بودا به دهی سفر کرد …زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد. بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانهی زن شد.کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : این زن، هرزه است به خانهی او نروید !بودا به کدخدا گفت : یکی از دستانت را به من بده !!!کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت.آنگاه بودا گفت : حالا کف بزن !!!کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: هیچ کس نمیتواند با یک دست کف بزند ؟!!بودا لبخندی زد و پاسخ داد : هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند. برداشت ازاد...

    ادامه مطلب
  • لطف خدا بیشتر از جرم ماست

  • نیلوبلاگ

    «لطف خدا بیشتر از جرم ماست» مژگان ترکمانی اگر بتوانی با تمام اندوهت لبخند بزنی... اگر بتوانی با تمام خستگیات باری از دوش کسی برداری... اگر بتوانی با تمام مشکلاتی که داری گره از کار فرو بستهی کسی باز کنی... آنوقت اندوه خودت تبدیل به لبخند میشود. کولهبار خستگیات سبک میشود. گرههای ریز و درشت زندگیات یکی یکی باز میشود. آخر تو با خدا معامله کردهای! و شاید انسان فراموشکار باشد! اما خدا هرگز وعدهاش را فراموش نمیکند. کاش بتوانی باور کنی که: «لطف خدا بیشتر از جرم ماست...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    حق ندارم از علی ارشدی | حق ندارم از ارشدی | یادمان باشد | یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد | یادمان باشد اگر خاطرمان | یادمان باشد از امروز | یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند | یادمان باشد فردا دم صبح | يادمان باشد اگر خاطرمان | یادمان باشد اگر گل چیدیم